تنهایی وجه غم انگیزی دارد که غریبگی است. اما آن ور سکه، لذت ویژهای است. چیزی که هرگز با تکه پاره شدن بین یک جمعیت نصیب آدم نمیشود. من یک تز دارم. فکر میکنم آن چیزها که دربارهی نیمهی گمشده شنیدهایم کشک است. برای اینکه حدس میزنم آدمیزاد از روز ازل نصفه متولد میشود . من به عشق اساطیری عقیدهای ندارم و بنابراین فکر میکنم نمیشود به وسیلهی عشق، نیمهای را پیدا کرد که از ابتدا وجود نداشته.
ماها که مجبور نیستیم برای هر عدمی یک وجود بتراشیم. مجبوریم؟
ماها که مجبور نیستیم برای هر عدمی یک وجود بتراشیم. مجبوریم؟
تنهایی وجه لذتبخشی دارد که به کشف منجر میشود. ما با آگاهی از این تنهایی ازلی و ابدی- که در جوار هیچ دوپایی قادر به درک آن نیستیم- به خودآگاهی ویژهای میرسیم که خاص خودمان است. به عبارتی هنگام کشف این مسئله که نیمهی گمشده را نمیتوان روی زمین یافت ( من هنوز تزی دربارهی آسمان ندارم ) به این باور انسانی میرسیم که باید با تنهایی ساخت وحتی اگر خیلی اصرار به یافتن نیمهی گمشده داشته باشیم هم، نهایتا متوجه میشویم که نیمهی گمشدهی ما، خود ِ تنهایی است.
4 comments:
تز زیبای است.یک مسئله مهم در این بین پی بردن و کشف کردن همان نیمه است. حال آدم هایی آن نیمه را در انسانی دیگر جستجو می کنند. بعضی افراد در آسمانه به دنبالش هستند و تو در وجود خودت می جویی. تنهایی یک نوع کنکاش در خود است. کناره جستن از جمع برای پیدا کردن خود.
بهترین و شیرین ترین لحظه های زندگی من همیشه در تنهایی اتفاق افتاده است، و این تنهایی را هیچ وقت با نزدیکترین کسانم هم تقسیم نکرده ام
زهراي عزيز
وقتي به مشتركات آنها كه انديشه و قلمشان را دوست دارم فكر ميكنم ميبينم حرفهايي ميزنند يا بگونهاي ميانديشند كه غايت آرزوي من است.
قابوسنامه و بيشتر از آن درختنشين براي من چنين حكايتي داشته و دارد.
هميشه از خواندن نوشتههايت لذت ميبرم و بارها و بارها ميخوانمشان
پاينده باشي دوست نازنين
آخ. دوباره به تنهايي هام افزوده شد چيزي. كه من هي پي كسي مي گشتم تا از اين گشتاور سرگيجه آور تنهايي؛ خلاصم كند و حالا با اين درك، آخ دوباره به تنهايي م افزودي
Post a Comment