Sunday, November 25, 2007

طرح‌ریزی یک کتیبه

وقتی به چیزی عادت می‌کنیم در کنارش احساس امنیت داریم. احساس امنیت باعث می‌شود آرامش داشته باشیم، آرامش باعث می‌شود ذهن‌مان به کار بیفتد، ذهن از خودش می‌پرسد جای چی خالی است؟ ما می‌فهمیم آزادی مهم تراز امنیت است، ما می‌رویم و می‌چسبیم به یک ایدئولوژی، به یک تفکر، یا هر چی ما را آزاد کند، راهکاری برای آزادی به ما بدهد، فرمولی چیزی، می‌چسبیم بهش و ولش نمی‌کنیم، بعد ما بهش عادت می‌کنیم، وقتی به چیزی عادت می‌کنیم در کنارش احساس امنیت داریم، امنیت باعث می‌شود آرامش داشته باشیم‌، آرامش باعث می‌شود ذهن مان به کار بیفتد و....
خوب دایره شروع ندارد
اگر می‌توانستم، سیزیف را می‌کشتم. ممنونم می‌شد

10 comments:

رضا said...

سیزیف که بمیرد، ديگر مرده است و مرده ها که نمی توانند، ممنون ِ کسی باشند...

شاه رخ said...

نکته ظریفی بود و متاسفانه هم بود

ali said...

البته بین نوسازی و عادت کردن باید یک اعتدالی ایجاد کرد
نمیتوان همیشه در پی آواز جدید دوید...

ممنون از عنوان یادداشت قبلی تان که نام زادگاه من - ناخوداگاه- در آن قرار گرفته است:D

مهدیس said...

تلخ و راست!ا
از آن داستان ها که یاداوری اش باعث می شود دوباره بهش فکر کنی ، بلکه ...ا

مسعود said...

بعد از مدت ها بالاخره موفق شدم کامنت بگذارم
البته کا ما عادت می کنیم، همیشه عادت می کینم

ezraeel_2020 said...

پست قبلیتو خوندم دوباره یادش افتادم.
چند وقت پیش با دوستم بودم تو خیابون که برادران بخاطر تیپ زننده بهم گیر دادن.
این چه تی شرتیه پوشیدی این چه تیپیه و از این صوبتا ما هم هر چی می گفت جواب می دادیم و زیر بار نرفتیم.
کم کم شد جر و بحث...الکی گیر افتادیم اینا هم ول کن نبودن...بعد گفت حالا دستاتو ببر بالا.
فکر کردم می خواد بازرسی بدنیم کنه...هرچند چیزی پیدا نمی کرد ولی دیگه خیلی آبرو ریزی بود.
گفتم برای چی باید همچین کاری کنم...مرتیکه چاقال دستامو گرفت برد تا بالای سرم.
گفت نیگا کن تی شرتت از نافت هم بالاتر رفته!
آشغالا...

چسب said...

راست می گی. درست می گی. راست می گی . درست می گی راست می گی. درست می گی. .....

like water for chocolate said...

يك حلقه هميشه كامل.كاش جايي مي شكست

باران said...

حلقه،حلق،حلقوم،حلق آویز

منیژه said...

چه تلخ