Saturday, May 3, 2008

جوون مادرتون در انتخاب الگوی رفتاری خوش سلیقه تر باشید...

از آدم هایی که توی خیابان به صورت آدم ها زل می زنند خوشم نمی آید . از آدم هایی خوشم میاید که وقتی راه می روند به کفش شان خیره می شوند. خودم همین جوری راه می روم ، بنابراین از راه رفتن خودم خیلی خوشم میاید.
این قضیه مزایایی دارد و مزایایی هم ندارد. اما سوای قضیه ی مزایا ، به نظرم اگر آدم واقعا درست به عادت های مردم فکر کند ، چیزهای کوچولو واقعا چیزهای مهمی هستند .
مثلا آرتا را در نظر بگیرید : آرتا همیشه ی خدا ، وقتی چیزی ذهنش را مشغول کرده ، موهاش را دور انگشت اشاره اش می پیچاند و به جاهای بیخودی زل می زند . از این کارش خیلی کیف می کنم . واقعا در نظر من این حرکت «مید این آرتاست» . هیچ وقت ندیده ام کسی اینجوری توی فکر فرو برود...
یا مثلا عاطفه که عادت دارد وقت حرف زدن ، عنهو کلاه قرمزی ، خودش را تا توی دماغ آدم بکشد جلو . ( گاهی فکر می کنم اگر مردم از گاز ساخته شده بودند ،عاطفه واقعا زحمتی نداشت. از این ور می آمد ، از آن طرف آدم خارج می شد)
به عادت های مردم که فکر می کنم به نظرم می رسد عده ای از آدم ها عادت شخصی ندارند. این واقعا غمگینم می کند.البته ممکن است ترجیع بند شما یک رفتارخاص باشد ، اما واقعا مهم است که این رفتار خاص اکتسابی بوده یا ذاتی شماست. مثلا اینکه کی به عاطفه یاد داده توی دماغ شنونده فرو برود؟
این رفتارها اگر ذاتی باشند ، جذابند. در غیر اینصورت از نظر من لطفی ندارند .
نکته ای که در این جریان برای من اهمیت دارد البته ربطی به لطف ماجرا ندارد. موضوع این است که من خوشم نمی آید ، آدم هایی با عادت های فله ای و قالبی دور و برم بپلکند. آدم هایی که اصرار دارند ثابت کنند رفتارهایی شخصی ، منحصر به فرد و «مید این خودشان» را دارند. اینجور آدم ها به صورت معجزه آسایی ، زیر بار تظاهری که به دوش می کشند خفه نمی شوند. این برام جای سوال دارد که واقعا چجوری؟ چطور می شود حتی در عادات شخصی مان هم متظاهر باشیم و از شدت پوچی نمیریم؟
من واقعا تعجب می کنم وقتی اعتماد به نفس آدم های متظاهر را می بینم ...
به جمیع این دوستان ، که در عادت های گه ِ کپی-پیست شده شان روزگار می گذرانند ، مراتب کف کردگیم را اعلام می کنم.

14 comments:

نگ نوج said...

براي من مهم تر از عادت هاي رفتاري عادت هاي گفتاريه. سبك حرف زدن و ...

روهام said...

یکی از عادات رفتاری معرکه عالی و منحصر به فرد اینه که آدمی زاد ذوق زده بشه ذوق کنه اصلا ذوق مرگ بشه از ادمهایی که هیچ جوره از چیزی ذوق نمی کنن بیزارم از آدمهایی که مثل ماست هستن یا مثل سنگ واقعا دلم رو به هم می زنن...

میم said...

دلم می خواست بگویی من از این عادت ها دارم یا نه؟ و اگر دارم چطوری است؟ گاهی بامزه است آدم ببیند آن چیزهایی را که خودش نمی تواند ببیند دیگران چطوری می بینند... و بله! قلم شدم! حتی تا 10 روز دیگر آش همین و کاسه هم همین خواهد بود!

آرش said...

به نظرم اکثر آدمها همچین عادت هایی دارن. فهمیدنش در مورد بعضی ها البته سخت تره..
در مورد عادت های ساختگی هم (البته اگر تو ذوق نزنه) فکر می کنم خیلی ذکاوت می خواد ساختنش...

شارل بوواری said...

تازه میدونی من کجا عقم میگیره وقتی یه تکیه کلام مزخرف که از یه سریال تلویزیونی اومده که نه تنها گوینده ش بلکه نویسنده ی متن هم هیچ ذاتی ش نبوده اون تکیه کلام مزخرف و بعد تبدیل می شه به جزیی از وجود یه عده و میشه حتا مشخصه شون آی عقم می گیره آی عقم می گیره

شارل بوواری said...

بعدشم اینکه اون قانونی که کشف کردم یه شباهتایی با جدول بازیا داره ولی خب بی انصافیه دیگه اگه بگیم واو به واو جدول بازیاس
مثلا طبق اون قانون من مشخصه که امسال منچستر قهرمان می شه مگه اینکه از چلسی ببازه خب ای کجای جدول بازیاس؟

شارل بوواری said...

بعدشم اینکه من توی اون پست سینمای مستند اگه دقت کرده باشی یه مستند رو معرفی کردم که یه فیلم خیره کننده س انصافا ً و بند الف و جیم اون پست یه پارادوکسی با هم دارن که عنوان پست رو می آفرینن اینه که با نظرت در مورد سینمای مستند مخالف نیستم

شارل بوواری said...

بالاخره نفهمیدم شیردال باکستر رو بخونم یا نه

شارل بوواری said...

من چند روز بندر عباس بودم چرا هیچکدوم از دوستای نامردم گل ابریشمو بهم نشون ندادن

شارل بوواری said...

آخر سر هم اینکه فکر نکنم بچه ی بیتربیتی باشی شکسته نفسی می کنی من بیشتر کف پووووف هات هستم و صلواتایی که می فرستی اینا رم بی ادبی نمی دونم عادات قشنگی ان که الگوی رفتاری جذابی رو تشکیل می دن !

حسن said...

بنده به عنوان یه انسان تکامل * یافته غلط کردم ! تاحالا فکر نکرده بودم چی چیزای میدین خودمه ! چون اصولا من فکر نمیکنم ولی در کل الان که فکر میکنم میبینم فکر نکنم بهتره ! تو انقدر اینجا مسیر رو باریک کردی که میترسم از هول حلیم بیوفتم تو دوری ولی در کل نمیدونم !

شارل بواری said...

از طرف سیا
ممنون بابت تسلیت

محمد یوسفی said...

سلام. بعضی وقتها آدم از این الگوهای رفتاری به قول تو منحصر به فرد لج اش می گیرد. مثلا همین ارتا را تصور. چند با تا حالا خواسته ای لاخ لاخ موهایش را بکنی.
عادت رفتاری منحصر به فرد من این است که وقتی یکی با من حرف می زند اگر حرف به درد بخوری داشته باشد آنچنان مجو حرفهایش می شوم که طرف فکر می کند اصلا به او توجهی ندارم. راهش را می گیرد و می رود و نمی دانم چقدر خودش را سرزنش می کند که وقتش را برای ابلهی چون من به هدر داده است.

reza said...

به نظرم عادت شخصی آن گروه ٬عادت شخصی دیگران را تظاهر کردن٬ باشه، که خودش به هر حال یک جور عادت شخصی می شه....:)