Friday, October 17, 2008

چه خوش بوی که درون وحشت است و بیرون غم


In the mood for love فیلمی اساسا شرقی است . شاعرانگی ، مطلق گرایی و حرکت قصه در فضای رمز و راز و ابهام ، تاکید چندباره ای است بر این ادعا که فیلم اساسا شرقی است.
ولی گور بابای همه ی این حرف ها. من عاشق این فیلمم. خراب موزون بودن ِ جزییاتشم . بار اول که فیلم را می دیدم ، قلبم گرمب ، گرمب ، گرمب ، می کوبید به سینه ام. حس می کردم دهانم پر از کلمه است . با خودم فکر می کردم زنه چقدر زیبا است و مرده چقدر زیبا است و هر دوتاشان چقدر شایسته ی عشق اند. چقدر چقدر چقدر ...
ولی گور بابای عشق حتی .واقعیتش اینکه موسیقی فیلم پدرم را در آورد . از هر چیز فیلم که جان سالم به در ببرید ، داستان پردازیش ، شخصیت هاش ، موقعیت سازی ، دیالوگ ، خلاصه اگر هیچ کوفت و زهرماری نتواند از پا درتان بیاورد موسیقی فیلم ، وقتی اللخصوص همراه می شود با حرکت دوربین ، تیر خلاصتان را زده . هیچ راهی ندارید غیر اینکه احساساتی بشوید و قلبتان گرمب گرمب گرمب بکوبد به سینه تان و انگاری بخواهد همراه حرکت دوربین تا آخرالزمان برقصد...ای بر پدرش.
صحنه ی مورد علاقه ی من سکانس پایانی فیلم است. مَرده توی خرابه های معبد باستانی قدم می زند. جایی که هیچ نشانی از زندگی نیست. می رود کنار یک ستون و سرش را می گذارد توی یک حفره ی خالی .شروع می کند راز عشق اش را نجوا کردن.بعد هم راهش را می گیرد و بر می گردد. دوربین زوم می شود روی حفره . یک گیاه نحیف می بینیم که درست همان جا سبز شده....




این صحنه کارم را ساخت. فینیش!

19 comments:

فاطمه said...

واقعن ازت ممنونم
با این پیپست منو تا کجاها که نبردی!
این فیلم محشره، یکی از فیلم های مورد علاقه من.
یه حس پنهانی تا ته فیلم هست که آدم و تا آخر می یاره، موسیقی فوق العاده اش رو تو متن تو هم احساس کردم، با این که سه بار این کار دیدم اما هر وقت اسمشو می شنوم دست و دلم می لرزه.
راستی رابط ات با تارکوفسکی چطوره؟

مهدیه عباس پور said...

سلام!
خب من ندیدم این فیلم رو و امیدوارم ببینم.حالا خوب شد اسم فیلم رو به فارسی ننوشتی تا باز شاه رخ بیاد گیر بده(قابل توجه شاه رخ خان!)
اما در مورد این که عشق ها ممکنه به قانون ها لطمه بزنه فکر می کنم چنین چیزی نمی تونه برقرار باشه.عشق کار دله اما قانون کار آدم هاست.احتمال خطای دل صاف و ساده کمتر از خطاهای چند ذهن پریشان و حتا نادان هست.
اصلن قانون به نظر من مسخره و غیر قابل دفاعه .
خوش باشی و نویسا

قهوه گردی said...

درخت نشین عزیز کاش این بار خطا نرویم.خودمان را داغ نگه داریم تاانتخابات. من این روزها حال هیچ فیلم و شعر و خلاصه کنم کار هنری ندارم.یک نگاهی کن به دور و برت؛ جشنواره ی فیلم کوتاه با موضوع امام ره، جشنوارهی فیلم با موضوع مهدویت، شب شعر با محوریت قرآن ... راستی کجان پس موج نوها و اسپیسمانتالیسم ها و مکاتب و بحث های نظری آزاد و ... حال بدی دارم. بی رودربایستی، دارم می آرم کجا/ آففرین: بالا.
.
.
.
از تو مثل همه ی بقیه خاهش میکنم فعلن فیلم دیدن را بگذاری یک کناری و چراغت را روشن کنی.تو را به خدا ببین کجاییم... چه می کنیم

فاطمه said...

همه چي تنها تنها؟! فيلم و كلوپ و خونه و همه چيز كوفتت باشه ايشالا!!!!

پری said...

درود
فیلمو ندیدم ولی خوشحالم یه وبلاگ پیدا کردم که می شه ازش چیزی یاد گرفت!
:)

محمد said...

واقعا لازمه اون كلوپ كذايي رو بزنيم
داره دير ميشه

MOEENI said...

نمی دانم فیلم تا کجا زیبا بوده، ولی آن سکانسی که از آن نوشته ای، واقعا ویرانگر است و امیدزا ... قلمت توانا باد همیشه

قهوه گردی said...

به روزم با یه کار به گمان خودم شعر. گمان تو چیه؟

ای ی ی ی ی، ... شعر

محمد said...

فقط يه چيزي
كامنتينگت كه هالوسكن بشه كامنتاي قديميت پرررررررررررر
مشكلي نيس؟

محمد said...

خب
جواب كامنتمو كه ندادي
عوضش مي كنم برات

محمد said...

خب
جواب كامنتمو كه ندادي
عوضش مي كنم برات

مانی said...

کجایی ای درخت نشین
غیبتت طولانی شدها، واحدت خزف می‌شه [نیشخند]

محمد said...

اول بگو ببينم زنده اي؟
بعدش سلام
بعدش اينكه روم سياه هنوز كامنتينگتو درستش نكردم
بعدشم اينكه آنگلوپوللوس رو از دست نده

زنی درمیان جمع said...

سلام. خسته نباشی. همین الان پیدات کردم. بیشتر سر میزنم.

مهدیه عباس پور said...

چند بار کامنت نوشتم ثبت نشد. امروز امیدوارم بشه.
وقتی این همه غیبت داری آدم نگران می شه. لااقل یک شماره بده ببینیم زنده ای یا مرده.
کجایی؟
سلام!

sefid said...

یا زهرا گیر کرده ای ؟!

مهدیس said...

نمی دانم روی چه حساب خیال میکردم فقط خودم می توانممدت ها گم و گور بشوم ... کجایی دختر؟

مهدیس said...

نمی دانم روی چه حسابی خیال می کردم فقط خودم می توانم گم و گور بشوم ... کجایی دختر؟

Anonymous said...

سلام زهرای عزیز...

خوبه به روز کنی...

نتایج رو همین جا می نویسم. سرعت پایینه خیلی و نمی تونم ایمیل بزنم
امتیاز زیر 30:
اعتقاداتس دارند که بسیار شبیه به اعتقادات آدم های دور و بر آن هاست.ممکن است آن ها در میان مردمی پرورش یافته باشند که به عقایدشان بسیار اطمینان داشته و هرگز در اعتقاداتشان تردید نکرده باشند .یا ممکن است عمیقن به تفکر پرداخته و قاطعانه حکم کرده باشند که در واقع عقاید جامعه ی آن ها درست است.
در گروه آدم های جزم گرا قرار می گیرند.

امتیاز بین 31 و 42 :
معمولن اعتقادات سنتی و قراردادی دارند .آنان با آن چه اکثر آدم های پیرامونشان می اندیشند چندان مخالف نیستند.اما در معرض تاثیرهایی از بعد از دوره ی تربیت مستقیم خردسالی خویش قرار گرفته اند و بعضی از این تاثیرها را جدی می گیرند.

امتیاز بین 43 و 54:
اعتقاداتی تا حدی نامتعارف و غیر سنتی دارند .آنان به سبب تاثیراتی که برای شان نهاده شده است،یا به دلیل تجربه هایشان،یا به سبب تفکر خودشان ،گمان می برند که برخی از اعتقادات مردم پیرامون شان ممکن است نادرست باشد.

امتیاز بین 55 و70:
اعتقاداتی از بیخ و بن نامتعارف یا غیر سنتی دارند .نحوه ی اندیشیدن آن ها شاید چندان عمیق بوده باشد که موجب شود تفکراتشان با تفکر اکثر مردم تفاوت داشته باشد.یا شاید بر ضد تربیت دوره ی خردسالی شان سر به شورش بردارند .