داشتم فکر می کردم اگر همه ی حلقه های مرگی که آسمان برای صاف کردن دهان سهراب به کار بست به صورت عادلانه در سرنوشت تک تک انسان ها تقسیم می شد مطمئنا امروز ما با انفجار جمعیت مواجه نبودیم
از همان رستم بخفت ار بمرد؟ تا بعدها که مرگ زند رزم باشد دایی فلک زده ی سهراب که مطمئنا اگر پی دست به آب شدن از خیمه بیرون نزده بود و با یک مشت رستم جان به جان آفرین تسلیم نکرده بود امروز ما این پایان دراماتیک را نداشتیم. به هر حال اگر کسی حال این را داشته باشد که بنشیند رذالت های چرخ گردون را در حق این کشته به دست پدر در بیاورد، مسلم بدانید با فهرست بلند بالایی مواجه خواهد شد که اژدها را هم از پا در می آورد چه رسد به طفل ده و دو ساله، هر چند نره خری باشد حالا
با این حال نمی دانم چه لمی در کار این حکیم طوس مان هست که باز هر بار برمی داریم این داستان را شروع می کنیم به خواندن هی باز امید داریم که اینبار یک فرجی بشود و کسی این وسط چوب لای چرخ گردون بکند و نگذارد آن بشود که شد
اما
اما
از این خویشتن کشتن اکنون چه سود؟
3 comments:
lol
ino ke shak nakon marg weblog man besyar nazdike :D be yek dalil omde va chand dalile khorde :
1- bi sobatiye shakhsiyatiye man :-b
khorde hasham be manad :slow: !
anyway :-b offfffffffffffffff :\
wow kodrat khoda cheka taghir etkerden
na to o khaharet hanooz oonghadr mohem nashodid be khateretoon webamo bebandam:D:D:D
man ham ba shenidane khabare mordane vone got yade in jomle azash oftadam
din dang ding dang ...
Post a Comment