توی دستهام است. لمساش میکنم. سردی فلزیاش لای انگشتهام است. مردک یک جوری نگاهم میکند انگاری حرف بدی زده باشم، حرف غیر منطقی زده باشم. خوب این به نظرم مسخره میآید. مسخره است آدم شیئی را درک کند که لمساش نکرده، گفتم میشود لمساش کنم؟ پرسید برای چی؟! نگفتم برای جاودانگی. عوضش گفتم می شود؟
توی انگشتهام است. «لمس» من کجا میرود؟ تبدیل به چی میشود؟ خاطره چیست؟ لمسام تمام میشود؟ چیزی که تمام میشود یعنی یک وقتی شروع شده. چیزی که شروع و پایان دارد یعنی حضور دارد، نیستی خود اثبات هستی است، لمس من کجا میرود؟
خاطرهی لمس؟ آیا فقط در پستوهای ذهن من حضورش را ادامه خواهد داد؟ حضور مستقلی ندارد؟ دارد؟ چرا محو میشود؟ چرا پدیدهها محو میشوند؟ تکلیف لمس گلدان فلزی نمیدانم خدا تومنی چیست؟ وسوسه میشوم. مردک نگاهم میکند. نگران چیست؟ گلدانهای فلزی خاطرات شکستنی نیستند. این یکی را حاضرم شرط ببندم. بیخیال وسوسه میشوم.
گلدان را به طرفش میگیرم. از توی دستهام میقاپدش. خندهام میگیرد. گرچه هنوز نمیدانم سهم لمس من از جاودانگی چیست؟ انگار تازه پی به نیتام برده باشد می گوید چطور بود؟
کاسبکارانه نمیپرسد. مطمئنم فضول شده. دلم برایش میسوزد، میپرسم چرا خودش امتحان نمیکند؟ لبخند عجیبی تحویلم میدهد. لبخند نچسبی میزنم.
گلدان را به طرفش میگیرم. از توی دستهام میقاپدش. خندهام میگیرد. گرچه هنوز نمیدانم سهم لمس من از جاودانگی چیست؟ انگار تازه پی به نیتام برده باشد می گوید چطور بود؟
کاسبکارانه نمیپرسد. مطمئنم فضول شده. دلم برایش میسوزد، میپرسم چرا خودش امتحان نمیکند؟ لبخند عجیبی تحویلم میدهد. لبخند نچسبی میزنم.
6 comments:
salam/bare avvale ke inja miam/taze shoroo be khandanat kardeam/siavash az ghabl inja miamad/man ama bare avvalam ast/hes mikonam baraye dorost khandan va shenakhtanat "derakht neshin" komaki nemikonad/bayad avvalat ra bekhanam/yani veblag ghabli at ra/be hah hal khoshhalam az ashnayi ba shoma/omidvaram yad begiram./
پدیده ها مثل موسیقی هستند. می شنوی و تمام می شوند و زندگی دوست داشتن همین ناتمام هاست. به قول صفورا نیری!.
خاطره ی لمس تو مرا به سالهای دور می برد. آن وقتی که پدیده ها برایم چیزی فراتر از بودن بودشان بود.
این جهان کوه است و فعل ما ندا/ سوی ما آید صدا ها را صدا
مدت زيادي بود كه از خواندن مسايل حل شده ام انقدر لذت نبرده بودم ...چه خوب بود...
چیزی را که لمس کرده ای، هنوز لمس می کنی.... واگرنه جور نمی شود.
Post a Comment