بعد از مدتها، خواندن کتابی که تمام حواست را ازت میدزدد و وادارت میکند یه جمله درمیان، درودی حوالهی روح نویسندهاش بکنی، فرجی است در نوع خودش، خیلی خیلی مبارک.
تام جونز را خیلی وقت پیش خریدمش. ولی چشمسفیدی حتی مانع میشد ورق زدنش میشد. خصوصا قطر کتاب که خدایی روی اعصابم بود. حالا چند روزی میشود که به فیلدینگ افتخار دادهام و کتابش را گذاشتهام روی تخم چشمم. نمیخواهم برای کتاب نخوانده یادداشت بنویسم. فقط آمدم طلب آمرزش کنم ازجمیع فیلدینگدوستان و ایضا خود آن کپهی استعداد، که اینجانب در نهایت بیادبی، دنبال کردن سرگذشت هریپاتر را به سرگذشت کودک سرراهیاش، تام جونز، ترجیح داده بودم.
تام جونز را خیلی وقت پیش خریدمش. ولی چشمسفیدی حتی مانع میشد ورق زدنش میشد. خصوصا قطر کتاب که خدایی روی اعصابم بود. حالا چند روزی میشود که به فیلدینگ افتخار دادهام و کتابش را گذاشتهام روی تخم چشمم. نمیخواهم برای کتاب نخوانده یادداشت بنویسم. فقط آمدم طلب آمرزش کنم ازجمیع فیلدینگدوستان و ایضا خود آن کپهی استعداد، که اینجانب در نهایت بیادبی، دنبال کردن سرگذشت هریپاتر را به سرگذشت کودک سرراهیاش، تام جونز، ترجیح داده بودم.
سوال: ترجمه ی احمد کریمی حکاک به گمانم تنها ترجمهی این کتاب به فارسی باشد، نه؟
پینوشت، یا چیزی در مایه های کشف اتم: عناوین فصول کتاب هم، برای خودش داستانی است.
No comments:
Post a Comment