ساعد باقری دیشب در دو قدم مانده به صبح ، از تلفظ اشتباه ایرون به جای ایران ، فنجون به جای فنجان و استکون(!) به جای استکان به شدت انتقاد کرد و خواستار حذف این قبیل فجایع از صاحت زبان مقدس فارسی شد.
وقتی تازه قبول شده بودم رشته ی ادبیات عمه ام مدام ازم سوالات علمی بسیار تخصصی می پرسید . از مهم ترین این سوالات این بود که : خور ِش درست است یا خورُش ؟
داستان زبان در ایران واقعا داستان غریب و کمیکی است . یک وقتی تلوزیون را روشن می کنی می بینی حضرت کزازی دارد یک چیزهایی می گوید پشت سر هم که نشان دهنده ی عمق حکمت ایشان است اما یک کلمه اش هم به گوش هیچ کی آشنا نیست غیر ِ مرده ها ، و اسمش را هم می گذارند زنده کردن زبان ، در حالی که شاید اسم درست ترش مرده فرض کردن مخاطب باشد.
درسته که من با قضیه مردار کردن زبان توسط علمای کلاسیک کار مشکل خواهر و مادری دارم ولی واقعیت اش این است که جهان از نوک دماغ من گزارش نمی شود . بگذارید یه جور دیگه خدمتتان بگویم ، یه جور ِ کاملا مستند :
سوال : چرا زبان فارسی باید حتما دایه ی مهربان تر از مادر داشته باشد ؟
جواب : مقام معظم رهبری :" فرهنگ صحيح آن فرهنگي است كه با مباني اسلامي و منطق و عقل و خرد، همسان و همگام باشد، آن جامعه به سمت رشد اقتصادي و رفاه و آزادي و اين چيزها (!!!!) هم حركت خواهد كرد؛ يعني اين فرهنگ خوب، زمينه خواهد شد كه جامعه، ثروتمند هم بشود، عالم هم بشود، از لحاظ سياسي هم قدرت پيدا كند، از لحاظ آزادي و آزادمنشي هم به آرزوها و اهداف خودش برسد"
اینجوری است که جهان می تواند از رو نوک دماغ دیگران گزارش شود!
وقتی تازه قبول شده بودم رشته ی ادبیات عمه ام مدام ازم سوالات علمی بسیار تخصصی می پرسید . از مهم ترین این سوالات این بود که : خور ِش درست است یا خورُش ؟
داستان زبان در ایران واقعا داستان غریب و کمیکی است . یک وقتی تلوزیون را روشن می کنی می بینی حضرت کزازی دارد یک چیزهایی می گوید پشت سر هم که نشان دهنده ی عمق حکمت ایشان است اما یک کلمه اش هم به گوش هیچ کی آشنا نیست غیر ِ مرده ها ، و اسمش را هم می گذارند زنده کردن زبان ، در حالی که شاید اسم درست ترش مرده فرض کردن مخاطب باشد.
درسته که من با قضیه مردار کردن زبان توسط علمای کلاسیک کار مشکل خواهر و مادری دارم ولی واقعیت اش این است که جهان از نوک دماغ من گزارش نمی شود . بگذارید یه جور دیگه خدمتتان بگویم ، یه جور ِ کاملا مستند :
سوال : چرا زبان فارسی باید حتما دایه ی مهربان تر از مادر داشته باشد ؟
جواب : مقام معظم رهبری :" فرهنگ صحيح آن فرهنگي است كه با مباني اسلامي و منطق و عقل و خرد، همسان و همگام باشد، آن جامعه به سمت رشد اقتصادي و رفاه و آزادي و اين چيزها (!!!!) هم حركت خواهد كرد؛ يعني اين فرهنگ خوب، زمينه خواهد شد كه جامعه، ثروتمند هم بشود، عالم هم بشود، از لحاظ سياسي هم قدرت پيدا كند، از لحاظ آزادي و آزادمنشي هم به آرزوها و اهداف خودش برسد"
اینجوری است که جهان می تواند از رو نوک دماغ دیگران گزارش شود!
14 comments:
من هم با دایه مهربان تر از مادرشان موافق نیستم با کلمات بی ریخت شان...
اما خب معتقدم هر کسی هر طور که دوست داشت می تواند حرف بزند. بی نگرانی از مرگ زبان... زبان که نمی میرد.اما تغییر هم به مقتضای زمان نیاز است. نه این که بنشینند عده ای و تصویبش کنند .همین که اکثریت بپذیرند و به کارش برند کافیست...
مرسی زهرا جان.
هم جهان و هم آخرت از نوک دماغ آقایان گزارش می شود. حالا این آقا یا می شود آن آقا یا یک آقا که فکر
می کند می تواند از بار کمالات و فیوضاتش ما بیچارگان را به فیض و هدایت برساند.
من عاشق همان ادبیات داش مشتی کوچه بازاری خودمان هستم. از بچگی دوس داشتم یک لنگ داشته باشم خیسش کنم
و باهاش مگس بکشم آن هم در جیک ثانیه
چاکرتیم با مرام.
سایه ی سرکار متمرکز.
مساله قدرت صاحب دماغ است؛ تازه نوک دماغ خیلی بهتر است!
من فکر میکنم یک نهادی باید باشد در امر زبان، مانند فرهنگستان. اما نه از ترکیب امثال حداد عادل. زبان برای رشدش و انکشاف خودش نباید فقط در سطح خیابانها تغییر کنه...
شما فکر کنید برای زبان ادبی و تخصصی در رشته های مختلف و یا هنری، آیا مردم عادی امکان یاری و یاوری دارند؟
کزازی رو دوست دارم دیدی چه زیبا حرف میزنه خی ششششششش حالا ساعد باقریم یه چیزی گفته شما زیاد جدی نگیر زبان کار خودشو میکنه ازدواج میکن زاد و ولد میکند بچه میکنه تو برگه های سفید و خیلی کارهای خوب
جالب شد که من روی خورِِش و خورَش فکر میکردم اما به خورُش نه.
خورِش بعنوان اسم مصدر که تشکیل شده از ریشه امر+ کسره یا زیر +شین اسم مصدری(قبلا "شت" بود: خورشت.) پس خورِش درست است بر وزن: کاهِش، مالِش، زایِش، و غیره.
خورَش هم داریم که فعل امر دوم شخص است و "شین" ضمیر متصل. و راعی ترین که در اشعار بجای "بخورَش" استفاده شده است و بهمین قیاس "پرورَش" بجای بپرورش یا زنَش بجای بزنَش.
از همین قیاس هاست که میتوانید دریابید: "بِخورم" درست است یا "بُخورم"؟
ساحت نه صاحت!!
شما قرار بود به من يك خبري بدهيد دربارهي رسيدن نسخهي مرگ تولد!
دربارهي پستت هم بايد بگم، تو ادبيات فارسي گويش به دليل تعدد لهجه از يكپارچگي خارجه،اون هم از گذشته گردن اين فرهنگ افتاده. ادبيات فارسي يكي از بي در و پيكرترين و در عين حال آزاد ترين نوع ادبيات جهانه!
خوب خوب خوب باشي.
در ضمن مطلب سيام و سي و يكمم رو خيلي دوست دارم،بخونشون!
در ضمن، آزادي ادبيات،اون رو از شيواترين و زيباترين نوعش تو جهان قرار داده و همين امر سبب رفع نقصان موجود در اونه! يادم رفت اينو بگم!
چه رازي تو كاره كه در زمان هاي يكسان و مكان هاي گوناگون بحث هاي مشابهي صورت مي گيرد
همين بحث زبان و اينا رو ميگم
اين طغياني كه من توي پستات مي خونم لازم مي كنه كه از شاعرانگي ترقي خوشت نياد عجيب نيس
(از كامنتا عقب موندم مي دونم !)
اين كه سكانس آخر استرنج لاو رو مي پرستي
يعني كه عاقلي
درود بر مقام معظم.ایشون یه راهکار خیلی خوب برای حل مشکلات در هر زمینهای دارند. اینکه هرچیزی رو اونطوری که دوست دارند تعریف میکنند: از مردمسالاری و آزادی بگیر تا پیشرفت و موفقیت...
فقط اومدم اسم جديدمو بگم !
هرگز با تقلیل زبان از یک مجموعه پویا و زندهو در حال رشد به یک موزه سرشار از مرده ریگ ها خوشم نیامده است! ولی فکر می کنم وجود فسیل هایی مثل کزازی و جنیدی و الخ برای هر جامعه ای ضروری است
Post a Comment