پنلوپ می شوم در غیابت.
تمام کامواهای دنیا را می بافم تمام ابریشم های دنیا را تمام نخ های دنیا تمام طناب های دنیا را
تمام ساعت ها و دقیقه ها و ثانیه های دنیا را به هم می بافم
تمام شعرها و آوازهای دنیا را
تمام گریه ها و خنده های دنیا را
تمام روایت ها و شکایت های دنیا را
تمام کوه ها را
جنگل ها را
دریا ها و رودها را
بیابان ها را
آهوهاو قوچ ها را
سپیده ها را
غروب ها را
تمام ترس های دنیا را
امیدها را
کوچه ها و مدرسه ها را
فلافل فروشی ها و روزنامه فروشی ها را
تمام پراگ را
تمام بخارا و قونیه را
تمام سفره ها و رومیزی ها را
تمام آرزوهام را آنقدر به به هم می بافم تا برگردی
تا برگردی پای درخت...
اگر خواستید اینجا بشنوید

No comments:
Post a Comment