Monday, June 20, 2011

صدای زن

از اولش هم می‌خواستم سر چهارراه پیاده شوم و باقی مانده‌ی راه را تا خانه، کرایه‌ی بیخود ندهم. به خصوص که ماشین هم بوی شدید ماهی می‌داد و دیگه تحملش را نداشتم. نزدیک که شدیم به دانشگاه پیام‌نور، صدای زن را شنیدم. نگاه کردم به راننده، ولی در حالتش تغییری ایجاد نشد، منتهی من ناگهان حسش کردم. چیزی از درون سینه‌ام قصد  ِ گریز کرده بود. خیز برداشته بود برای جهیدن. چنان ضربه‌هایی می‌زد که یقیین کردم دارد خودش را به سوی صدای زن پرتاب می‌کند. حالا دانشگاه را رد کرده بودیم و من ضرب‌الاجلی تصمیم خودم را گرفته بودم. گفتم آقا سر چهارراه بپیچ دست راست. یارو پیچید. من استرس داشتم نکند زود برسیم. هدایتش کردم به سمت خانه که بیشتر کشش داده باشم. گفت دربستی. گفتم باشه. فقط نمی‌خواستم جدا بیفتم از زن. از آن لحن. از آن پیچش‌هایی که در صداش ایجاد می‌شد. از چیزی که درون سینه‌ام اتفاق افتاده بود. تصاویر به سمتم لیز می‌خوردند. هجوم می‌آوردند به سمت شقیقه‌هام. تمام مصیبت‌هایی که کشیده‌ایم، تمام معصیت‌هایی که کرده‌ایم، تمام عشقی را که داشته‌ایم، تمام نفرتی را که تحمل کرده‌ایم..
رسیدیم در خانه. دیدم راننده گیج شده که چرا حساب نمی‌کنم. گفتم اجازه بده من این را تا آخر بشنوم. گفتم هرچقدر معطل شدی حساب می‌کنم. برگشت یک جور ِ مهربانی نگاهم کرد. دیدم دست برد سمت ضبط. زد اول آهنگ آمد. زن دوباره شروع کرد به ساده کردن جهان. به خلاصه کردنش. انگاری هیچ‌چیزی غیر از تفسیر او وجود ندارد. نشستیم و دوتایی آهنگ را شنیدیم. من و راننده‌ی تاکسی. فکر کردم بیچاره معطل هوس من شده.
زبان باز کرد ناگهان که: آدم یاد چیزهایی می‌افتد که دوست داشته و از دستشان داده و دیگه هرگز نمی‌تواند داشته باشدشان.
دیدم چقدر احمق بوده‌ام. که او خیلی بهتر از من صدای زن را فهمیده. فریادش را، ضجه‌هاش را. احساس شرم کردم که اینقدر هول‌هولکی مردم را قضاوت می‌کنم.
 کرایه را مهمان راننده شدم. بدون اینکه توضیحی براش داشته باشد فقط گفت که لازم نیست چیزی را حساب کنم و رفت..

صدای زن را از اینجا می‌توانید بشنوید یا دانلود کنید: Yasmin Levy- La Alegrie

No comments: