Wednesday, September 28, 2011

دارم خرت و پرت‌هام را جمع می‌کنم می‌گذارم توی کارتون. پیشتر، مقداری از لباس‌هام را برده بودم خانه. ولی احساس دلتنگی که بابت جمع کردن این خرت و پرت‌ها به وجود آمده درونم با جمع کردن لباس خیلی توفیر دارد. دقیقا می‌دانی قرار نیست دیگه اتاق نوجوانی‌هات را داشته باشی...
بماند.
مشکل‌ترین قسمت‌های اسباب‌کشی تمام شده و فقط مانده فکری به حال کتاب‌ها بکنیم. با آن همه کاری که باید انجام میشد، خوشحالم که نتیجه‌ی کار بد از آب در نیامده. حالا خانه‌ی کوچک قشنگی داریم و پیگیر خرده‌کاری‌های زندگی جدیدمانیم.
بعد از مستقر شدن بیشتر باید بنویسم...

No comments: