Thursday, May 17, 2007

دو چیز طیره عقل است دم فرو بستن/به وقت گقتن و گفتن به وقت خاموشی


این روزها مدام با خودم کلنجار می روم . چیزی ، حشره ای شاید ، دائم ذهنم را می خراشد و مانع می شود از اینکه آسوده باشم . برای ساعتی آسوده باشم و تلخی به جانم ننشیند. احساس گناهی که مانند پاندول، مدام در ذهنم تکرار می شود. آیا خوشبختی من ، وسیله ای برای رنج دیگران نیست؟
من نمی دانم سعدی بر سر در سازمان ملل چه می کند؟ بلف های بزرگ . بلف های بزرگ فقط به همین درد می خورند. که قاب شوند و بر سردر بلفستان های بزرگ نصب شوند. آن یکی چی بود؟ آها : "هر کودکی که متولد می شود اثبات این مدعاست که خدا هنوز از انسان ناامید نشده" طفلک معصوم ! کسی نبود از این شاخه طلایی محبت بپرسد آنوقت تکلیف خدا با کودکانی که با ویرووس اچ.آی.وی متولد می شوند چه است؟ یا اینکه تزی چیزی درباره ی کودکانی که در جنگ ها متلاشی می شوند هم دارد یا قانون خوشگل اش فقط درمورد کودکان لپ قرمزی ویترینی خودشان صدق می کند؟




No comments: