همانجور که نوشته بودم سابقا، گاهی اشعار سنایی به جای صنعت ایهام، مشکل ابهام دارد. این سوال مطرح شد که نمونهش چی مثلا؟
ابیاتی که در ادامه میآید از کتاب حدیقه انتخاب شده. مشکلاتی که من با این بخش از اشعار داشتم هرگز رفع نشد. استاد نازنین درس حدیقهام، به صراحت اذعان کرد که دربارهی مفهوم این ابیات، نتوانسته به قطعیتی برسد. شخصا از اینکه به سنت حسنهی اساتید پرافاده، هرگز سعی نکرد شعورمان را دور بزند و دامب و دومب راه بیندازد و سر مطلب را در میان قال و مقالهای دروغکی بخورد، خوشحالم.
خوشحالتر میشوم اگر اینجا فرصتی برای به اشتراک گذاشتن احتمالات دیگری از شرح این ابیات باشد.
اصطلاحاتی که بولد شده، برای من محل اصلی ابهام هستند.
سعی کردهام در بخش توضیحات، مشکلات دست و پا گیر احتمالی را توضیح بدهم تا بحث بر سر کلیت مفاهیم باشد نه جزییاتش.
این ابیات از باب اول حدیقه هستند و سنایی آن را در ادامهی مبحث توکل آورده:
توضیحات:
ربع مسکون: یک چهارم زمین است که قسمت مسکونی زمین محسوب میشده.
صرف و صروف: اصطلاحا حساب و کتاب
ضم کردن: جمع کردن
مِرا: جنگ(به معنای خودنمایی کردن هم هست)
آلت: وسیله / کاف و نون : حروف کلمهی کن در اصطلاح قرآنی کن فیکون
ابیاتی که در ادامه میآید از کتاب حدیقه انتخاب شده. مشکلاتی که من با این بخش از اشعار داشتم هرگز رفع نشد. استاد نازنین درس حدیقهام، به صراحت اذعان کرد که دربارهی مفهوم این ابیات، نتوانسته به قطعیتی برسد. شخصا از اینکه به سنت حسنهی اساتید پرافاده، هرگز سعی نکرد شعورمان را دور بزند و دامب و دومب راه بیندازد و سر مطلب را در میان قال و مقالهای دروغکی بخورد، خوشحالم.
خوشحالتر میشوم اگر اینجا فرصتی برای به اشتراک گذاشتن احتمالات دیگری از شرح این ابیات باشد.
اصطلاحاتی که بولد شده، برای من محل اصلی ابهام هستند.
سعی کردهام در بخش توضیحات، مشکلات دست و پا گیر احتمالی را توضیح بدهم تا بحث بر سر کلیت مفاهیم باشد نه جزییاتش.
این ابیات از باب اول حدیقه هستند و سنایی آن را در ادامهی مبحث توکل آورده:
ربع مسکون* چو از طریق شمار / شد به فرسنگ بیست و چهار هزارجالب است که در حدیقه این بخش به همین شکل ناتمام رها شده و بعد از این مبحث سنایی دربارهی کیفیت خوابها صحبت میکند. من اولا همانطور که گفتم با قسمتهای بولد شده مشکل دارم یعنی به خودی خود نمیفهممشان و ثانیا نمیفهمم ربط این بخش به مبحث توکل چی میتواند باشد؟
تو اگر واقفی بصرف و صروف* / بدلش کن به بیست و چار حروف
ساعت شب چو ضم* کنی با روز / خود بود بیست و چار آدم سوز
قاف قول شهادتین ترا / بیریا و نفاق و کیف و مِرا*
از همه عالمت برون آرد / نه بآلت* به کاف و نون* آرد
از ورای خرد سخن زو گو / وردت این بس که لا هوالاهو
کلمهی حق چو در شمار آمد / عدد حرف بیست و چار آمد
نیمی از بحر جان دوازده دُرج / نیمی از چرخ دین دوازده برج
درجها پر ز درّ امید است / برجها پر ز ماه و خورشید است
درّ دریای این جهانی نه / ماه و خورشید آسمانی نه
درّ دریای عالم جبروت / ماه و خورشید آسمان سکوت
توضیحات:
ربع مسکون: یک چهارم زمین است که قسمت مسکونی زمین محسوب میشده.
صرف و صروف: اصطلاحا حساب و کتاب
ضم کردن: جمع کردن
مِرا: جنگ(به معنای خودنمایی کردن هم هست)
آلت: وسیله / کاف و نون : حروف کلمهی کن در اصطلاح قرآنی کن فیکون
No comments:
Post a Comment