زندگی زناشویی ما خیلی نوپاست. شاید یکی از خواص نوپا بودن شکنندگی باشد، اما فقط شکنندگی نیست. طراوت و سرزندگی هم هست. درخت گل ابریشم من وقتی تازه داشت قد می کشید، جوانه های تازه و قشنگی داشت. همسایه مان برایش یک چهارچوب ساخت تا راست قد بکشد و زمان بادهای فصلی محفوظ بماند. بدیهی است که بعد از مدتی درخت جوان من، با آن شاخه های مغرورش دیگر نیازی به چهارچوبش نداشت. چون پا گرفته بود. چون ریشه دوانده بود.
من ازدواجم را عمیقا دوست دارم. هرچند هنوز رسما زندگی مان شروع نشده، اما گمانم بر این است که آنچه باید شروع می شده، خیلی قبل از ازدواج مان اتفاق افتاد. ما روی اصولی توافق داشتیم و داریم. اختلافی درباره ی آنچه می خواهیم باشیم و آنچه نمی خواهیم باشیم، نداریم. در باورهایمان به زندگی، به مفهوم شادی یا خوشبختی، اختلافی نداریم. در دریافتمان از جنسیت، فردیت یا رفاقت، چیزهایی که به نظرم برای شروع یک زندگی لازم بود. آنچه برای دوامش لازم داریم آن چهارچوب کذایی است تا زمانی که ریشه بدوانیم.
من ازدواجم را عمیقا دوست دارم. هرچند هنوز رسما زندگی مان شروع نشده، اما گمانم بر این است که آنچه باید شروع می شده، خیلی قبل از ازدواج مان اتفاق افتاد. ما روی اصولی توافق داشتیم و داریم. اختلافی درباره ی آنچه می خواهیم باشیم و آنچه نمی خواهیم باشیم، نداریم. در باورهایمان به زندگی، به مفهوم شادی یا خوشبختی، اختلافی نداریم. در دریافتمان از جنسیت، فردیت یا رفاقت، چیزهایی که به نظرم برای شروع یک زندگی لازم بود. آنچه برای دوامش لازم داریم آن چهارچوب کذایی است تا زمانی که ریشه بدوانیم.
No comments:
Post a Comment